فرهنگ آریانپور
زمانه
#۱۱۰٬۰۶۲
age
عمر، سن، پیرى، سن بلوغ، دوره، عصر پیرشدن، پیرنما کردن، کهنه شدن (شراب) ـ
era
مبدا، تاریخ، آغاز تاریخ، عصر، دوره، عهد، عصر تاریخى، (زیست شناسى) دوران
time
بموقع، بهنگام، بجا، به وقت، بگاه
cycle
دور، دوره گردش، چرخ، سیکل، یک سرى داستان در باره یک موضوع به صورت دورانى یا متناوب ظاهر شدن، سوار دوچرخه شدن، چرخه، چرخه زدن
epoch
مبدا تاریخ، آغاز فصل جدید، عصر، دوره، عصر تاریخى، حادثه تاریخى
period
دوره، نقطه، مدت، موقع، گاه، وقت، روزگار، عصر، گردش، نوبت، ایست، مکث، نقطه پایان جمله، جمله کامل، قاعده زنان، طمث، حد، پایان، نتیجه غایى، کمال، منتها درجه، دوران مربوط به دوره بخصوصى