فرهنگ آریانپور
زلم زیمبو
#۱۰۹٬۹۲۶
toy
اسباب بازى، سرگرمى، بازیچه، عروسک، بازى کردن، ور رفتن
frill
چین، حاشیه چین دار، زواید، تزیینات، پیرایه، چیز بیخود یا غیر ضرورى، افراط، لذت، تجمل، لرزیدن (از سرما)، حاشیه دوختن بر، ریشه دار کردن
bauble
چیز قشنگ و بى مصرف، اسباب بازى بچه
gewgaw
بازیچه، چیز قشنگ بى مصرف، چیز جزیى، چیز ناقابل gimcrackery
trinket
گول زنک، چیز کم خرج، جواهر بدلى، دزدکى و زیر جلى کار کردن
furbelow
چین، حاشیه چین دار، چین دادن، چین دوختن روى
frippery
خرده ریز، خرت و پرت، چیز کم بها، خودنمایى، خودفروشى
trappings
تله گذارى، در تله اندازى، یراق، تجملات و تزیینات، به دام اندازى
knickknack
خرت و پرت، چیز قشنگ و کم بها، (زبان عامیانه) بازیچه کوچک