فرهنگ آریان‌پور

زلال

#۱۰۹٬۸۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

limpid

زلال، صاف، ناب، روشن، خالص

۲

clear

واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن

۳

lucid

شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم

۴

glassy

شیشه اى، شیشه مانند، زجاجى، بى حالت، صاف، زلال

۵

smirky

لبخند دار، زلال، صاف

۶

crystal

بلور، شفاف، زلال، بلورى کردن، کریستال

۷

liquid

مایع، آبگونه، چیز آبکى، روان، سلیس، (در مورد کالا) نقد شو، پول شدنى، سهل و ساده

۸

pellucid

شفاف، حایل ماوراء، بلورین، روشن، سلیس

۹

diaphanous

روشن، شفاف

۱۰

crystalline

بلورین، شفاف، متبلور، واضح

۱۱

transparent

پشت نما، شفاف، نور گذران، فرانما، پیدا، ناپیدا