واژههای فارسی←زفیرکشیدنفرهنگ آریانپورزفیرکشیدن#۱۰۹٬۸۵۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱expireسپرى شدن، به پایان رسیدن، سرآمدن، دم برآوردن، مردن، منقضى شدنواژههای نزدیک در الفبازفت معدنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزفرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزفیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزفیر کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزفیر کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزفیرکردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر