فرهنگ آریان‌پور

زشت

#۱۰۹٬۷۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bawdy

زشت، هرزه، شنیع، مربوط به جاکشى، بى عفت

۲

awry

منحرف، غلط، کج، چپ چپ، بدشکل، به طور مایل، زشت

۳

agley

غلط، نازیبا، زشت

۴

black

سیاه، تیره، سیاه شده، چرک و کثیف، زشت، تهدید آمیز، عبوسانه، سیاهى، دوده، لباس عزا، سیاه رنگ، سیاه رنگى، سیاه کردن

۵

dirty

چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن

۶

awkward

خامکار، زشت، بى لطافت، ناشى، سرهم بند، غیر استادانه

۷

backhand

پشت دستى یا ضربه با پشت راکت (در بازى تنیس و غیره)، زشت، ناهنجار، با پشت دست ضربه زدن، با پشت راکت ضربت وارد کردن

۸

abhorrent

متنفر، منزجر، بیمناک، ناسازگار، مکروه، زشت، شنیع، مغایر

۹

abominable

مکروه، زشت، ناپسند، منفور

۱۰

contumelious

اهانت کننده، جسورانه، ننگین، زشت

۱۱

bad

به طور بد، به طور ناشایسته

۱۲

dumpy

کوتاه، خپله، گردن کلفت سخن‌

۱۳

vulgarism

(vulgarity =) ـ اصطلاح عوامانه، عوامیت، پستى، وحشیگرى عامیانه‌

۱۴

vulgarity

(vulgarism =) ـ اصطلاح عوامانه، عوامیت، پستى، وحشیگرى