واژههای فارسی←زرکوب کردنفرهنگ آریانپورزرکوب کردن#۱۰۹٬۷۰۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱gild(past: gilded, gilt ; past participle: gilded, gilt) ـ زر اندود کردن، مطلا کردن، تذهیب کردنواژههای نزدیک در الفبازرق و برق کردن - پر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزرق و برق و - پر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزرق و برق یا شب تابیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزرق و برقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزرقون یا زرگون قهوه - نوعی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزرکوبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر