فرهنگ آریان‌پور

اشخاص دور میز

#۱۰٬۹۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

table

میز، سفره، خوان، لوح، جدول، لیست، فهرست، (در مجلس) از دستور خارج کردن، معوق گذاردن، روى میز گذاشتن، در فهرست نوشتن، کوهمیز، مطرح کردن