فرهنگ آریان‌پور

زدگی - یخ -

#۱۰۹٬۰۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

rime

(rhyme =) ـ قافیه، پساوند، شعر، سخن قافیه دار، نظم، قافیه ساختن، هم قافیه شدن، شعر گفتن، بساوند، شبنم یخ زده، سرما ریزه، پله، سجع، یخ زدگى، قافیه دار کردن

۲

freeze

(past: froze ; past participle: frozen) ـ یخ بستن، منجمد شدن، بى اندازه سرد کردن، فلج کردن، فلج شدن، ثابت کردن، غیر قابل حرکت ساختن، یخ زدگى، افسردگى