فرهنگ آریان‌پور

ابکی‌ کردن

#۱٬۰۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

loose

شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن

۲

water

آب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادن

۳

loosen

شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن

۴

weaken

سست کردن، ضعیف کردن، سست شدن، ضعیف شدن، کم نیرو شدن، کم کردن، تقلیل دادن