فرهنگ آریان‌پور

زدایش

#۱۰۸٬۹۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

brush off

اخراج بى ادبانه، زدایش cleanup

۲

purge

پاکسازى کردن، پاک کردن، تهى کردن، خالى کردن، زدودن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تطهیر، پالایش، سرشاخه زنى، مسهل، کارکن، تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه

۳

erasure

پاک شدگى، تراشیدگى، حک، جاى پاک شدگى

۴

dissipation

اتلاف، اسراف، پراکندگى، عیاشى