فرهنگ آریانپور
زدایش
#۱۰۸٬۹۷۲
brush off
اخراج بى ادبانه، زدایش cleanup
purge
پاکسازى کردن، پاک کردن، تهى کردن، خالى کردن، زدودن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تطهیر، پالایش، سرشاخه زنى، مسهل، کارکن، تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
erasure
پاک شدگى، تراشیدگى، حک، جاى پاک شدگى
dissipation
اتلاف، اسراف، پراکندگى، عیاشى