اشتیاق
#۱۰٬۸۹۵
avidity
اشتیاق، آز، حرص، آزمندى، پرخورى، طمع
heat
گرما، گرمى، حرارت، تندى، خشم، عصبانیت، اشتیاق، وهله، نوبت، تحریک جنسى زنان، طلب شدن جانور، فحلیت، گرم کردن، برانگیختن، بهیجان آمدن، گرم شدن
hunger
گرسنگى، اشتیاق، قحطى، گرسنه کردن، گرسنگى دادن، گرسنه شدن، اشتیاق داشتن
thirst
تشنگى، عطش، آرزومندى، اشتیاق، تشنه بودن، آرزومند بودن، اشتیاق داشتن
anxiety
آرنگ، تشویش، دل واپسى، اضطراب، اندیشه، اشتیاق، نگرانى
craving
رزو، اشتیاق
longing
دراز، طولانى، طویل، مدید، کشیده، دیر، گذشته از وقت اشتیاق داشتن، میل داشتن، آرزوى چیزى را داشتن، طولانى کردن، (در شعر) مناسب بودن long
appetite
میل و رغبت ذاتى، اشتها، آرزو، اشتیاق
appetence
آرزو، اشتیاق، تمایل
appetency
آرزو، اشتیاق، تمایل
hankering
آرزومند چیزى بودن، اشتیاق داشتن، مردد و دودل بودن
enthusiasm
هواخواهى با حرارت، شوروذوق، غیرت، جدیت، (معنى مجازى) الهام، وجد و سرور، اشتیاق
solicitude
نگرانى، پروا، اندیشه، اشتیاق، دقت زیاد
zip
فشار، انرژى، زیپ، زیپ لباس را کشیدن، زیپ دار کردن، با سرعت و انرژى حرکت کردن، زور، نیرو
snap
بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن
bang
بستن، محکم زدن، چترى بریدن (گیسو) ـ صداى بلند یا محکم، چتر زلف