فرهنگ آریان‌پور

اشتیاق

#۱۰٬۸۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

avidity

اشتیاق، آز، حرص، آزمندى، پرخورى، طمع

۲

heat

گرما، گرمى، حرارت، تندى، خشم، عصبانیت، اشتیاق، وهله، نوبت، تحریک جنسى زنان، طلب شدن جانور، فحلیت، گرم کردن، برانگیختن، بهیجان آمدن، گرم شدن

۳

hunger

گرسنگى، اشتیاق، قحطى، گرسنه کردن، گرسنگى دادن، گرسنه شدن، اشتیاق داشتن

۴

thirst

تشنگى، عطش، آرزومندى، اشتیاق، تشنه بودن، آرزومند بودن، اشتیاق داشتن

۵

anxiety

آرنگ، تشویش، دل واپسى، اضطراب، اندیشه، اشتیاق، نگرانى

۶

craving

رزو، اشتیاق

۷

longing

دراز، طولانى، طویل، مدید، کشیده، دیر، گذشته از وقت اشتیاق داشتن، میل داشتن، آرزوى چیزى را داشتن، طولانى کردن، (در شعر) مناسب بودن long

۸

appetite

میل و رغبت ذاتى، اشتها، آرزو، اشتیاق

۹

appetence

آرزو، اشتیاق، تمایل

۱۰

appetency

آرزو، اشتیاق، تمایل

۱۱

hankering

آرزومند چیزى بودن، اشتیاق داشتن، مردد و دودل بودن

۱۲

enthusiasm

هواخواهى با حرارت، شوروذوق، غیرت، جدیت، (معنى مجازى) الهام، وجد و سرور، اشتیاق

۱۳

solicitude

نگرانى، پروا، اندیشه، اشتیاق، دقت زیاد

۱۴

zip

فشار، انرژى، زیپ، زیپ لباس را کشیدن، زیپ دار کردن، با سرعت و انرژى حرکت کردن، زور، نیرو

۱۵

snap

بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن

۱۶

bang

بستن، محکم زدن، چترى بریدن (گیسو) ـ صداى بلند یا محکم، چتر زلف