فرهنگ آریان‌پور

زخمی‌ کردن

#۱۰۸٬۹۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

hurt

(past: hurt ; past participle: hurt) ـ آزار رساندن، آسیب زدن به، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آسیب، آزار، زیان، صدمه

۲

wound

زخم، جراحت، جریحه، مجروح کردن، زخم زدن، پیچانده، پیچ خورده، کوک شده، رزوه شده

۳

injure

آسیب زدن (به)، آزار رساندن (به)

۴

traumatize

دچار روان زخم کردن، با ضرب و جرح مشروب ساختن، معذب کردن