فرهنگ آریانپور
زخمی کردن
#۱۰۸٬۹۳۷
hurt
(past: hurt ; past participle: hurt) ـ آزار رساندن، آسیب زدن به، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آسیب، آزار، زیان، صدمه
wound
زخم، جراحت، جریحه، مجروح کردن، زخم زدن، پیچانده، پیچ خورده، کوک شده، رزوه شده
injure
آسیب زدن (به)، آزار رساندن (به)
traumatize
دچار روان زخم کردن، با ضرب و جرح مشروب ساختن، معذب کردن