واژههای فارسی←زخم نیشفرهنگ آریانپورزخم نیش#۱۰۸٬۹۲۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sting(past: stung ; past participle: stung) ـ نیش، زخم نیش، خلش، سوزش، گزیدن، تیر کشیدن، نیش زدنواژههای نزدیک در الفبازخم بندی - بالسشتک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزخم بندی - پارچه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزخم بندی - نوار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزخم بندی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزخم بوسله داغ اتش - سوزاندن -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزخم به قدر سرسوزنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر