فرهنگ آریان‌پور

زخم زبان دار

#۱۰۸٬۹۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

biting

(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش bite

۲

snappy

گاز گیر، سرزنده، با روح، جرقه دار، شیک، تند

۳

snappish

گاز گیر، کج خلق، خشمگین، داراى مزه بد