فرهنگ آریانپور
زخم زبان دار
#۱۰۸٬۹۰۲
biting
(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش bite
snappy
گاز گیر، سرزنده، با روح، جرقه دار، شیک، تند
snappish
گاز گیر، کج خلق، خشمگین، داراى مزه بد
#۱۰۸٬۹۰۲
(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش bite
گاز گیر، سرزنده، با روح، جرقه دار، شیک، تند
گاز گیر، کج خلق، خشمگین، داراى مزه بد