فرهنگ آریانپور
زخم زبان
#۱۰۸٬۹۰۱
nip
نیشگون، گاز گرفتن، کش رفتن، جوانه زدن، شکفتن، مانع رشد و نمو شدن، به باد انتقاد گرفتن، در اثر سرما بى حس شدن، صدمه زدن، دردناک بودن، جفت جفت زدن، پریدن، جیم شدن، چیز، چیزى، جزیى، نیش، زخم زبان، سرمازدگى (گیاه وجوانه ها)، طعم تند و تیز (مثل فلفل)، سوزش، دزدى، منگنه، گیره، ذره، خرده
rap
صداى دق الباب، سرزنش سخت، زخم زبان، ضربت تند و سریع زدن، تقصیر
rebuke
گوشمالى، توبیخ کردن، ملامت کردن، ملامت، زخم زبان
brickbat
پاره آجر، زخم زبان
diatribe
سخن سخت، انتقاد تلخ، زخم زبان
cut
(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف cut tonguelashing
acrimony
تندى، شدت، رنجش