واژههای فارسی←زخم باقی گذاردن - جای -فرهنگ آریانپورزخم باقی گذاردن - جای -#۱۰۸٬۸۸۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱cicatrizeگوشت نو بالا آوردن، جاى زخم باقى گذاردنواژههای نزدیک در الفبازخم - محل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزخم - مشمع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزخم ابلهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزخم اتشکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزخم اکلهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزخم اماسدارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر