فرهنگ آریان‌پور

زپرتی

#۱۰۸٬۸۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

old

پیر، سالخورده، کهن سال، مسن، فرسوده، دیرینه، قدیمى، کهنه کار، پیرانه، کهنه، گذشته، سابقى، باستانى

۲

flimsy

سست، بى دوام، شل و ول، ناک

۳

gimcrack

چیز قشنگ و کم بها، بازیچه، ارزان، قشنگ و بى مصرف، عروسک، تصور واهى، نخود هر آش jerrybuilt

۴

unsubstantial

(unsubstantiality =) ـ بى اساسى، بى اهمیتى، بى اساس، واهى