فرهنگ آریان‌پور

زبردستی

#۱۰۸٬۷۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

sleight

زبردستى، زرنگى، حیله، تردستى

۲

dexterity

زبردستى، تردستى، سبکدستى، چابکى، چالاکى

۳

proficiency

زبردستى، چیرگى، مهارت، تخصص، کارآیى

۴

hand

دست، عقربه، دسته، دستخط، خط، شرکت، دخالت، کمک، طرف، پهلو، پیمان دادن، کمک کردن، با دست کارى را انجام دادن یک وجب

۵

craft

پیشه، هنر، صنعت، مهارت، نیرنگ craft deftness

۶

skill

چیره دستى، ورزیدگى، تردستى، مهارت، استادى، زبر دستى، هنرمندى، کاردانى، مهارت عملى داشتن، کاردان بودن، فهمیدن

۷

prowess

دلاورى

۸

artifice

استادى، مهارت، هنر، اختراع، نیرنگ، تزویر، تصنع

۹

facility

سهولت، امکان، وسیله، وسیله تسهیل، روانى، تردستى