فرهنگ آریانپور
زبردست
#۱۰۸٬۷۷۸
proficient
زبردست، چیره، ماهر، حاذق، متخصص
deft
ماهر، زبردست، کاردان، چالاک، استادانه
adept
زبر دست، ماهر، استاد، مرد زبردست
habile
مناسب، زرنگ، زبردست
dextrous
ماهر، چالاک، زبردست، چیره دست
dexterous
ماهر، چالاک، زبردست، چیره دست
sharp
تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن sharp خودمانی
shark
(جانور شناسى) سگ دریایى، کوسه ماهى، متقلب، گوش برى، گوش برى کردن
canny
زیرک، عاقل، داراى عقل معاش
versed
شعر، نظم، به نظم آوردن، شعر گفتن verse
adroit
زرنگ، زبر دست، زیرک، ماهر، چابک، چالاک، تردست، چیره دست
artful
حیله گر، نیرنگ باز، ماهرانه، صنعتى، مصنوعى، استادانه
skilled
چیره دستى، ورزیدگى، تردستى، مهارت، استادى، زبر دستى، هنرمندى، کاردانى، مهارت عملى داشتن، کاردان بودن، فهمیدن skill
skillful
ماهر، استادکار
crackerjack
(crackajack , humdinger =) ـ چیز بسیار عالى، آدم بسیار خوب