فرهنگ آریان‌پور

زبردست

#۱۰۸٬۷۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

proficient

زبردست، چیره، ماهر، حاذق، متخصص

۲

deft

ماهر، زبردست، کاردان، چالاک، استادانه

۳

adept

زبر دست، ماهر، استاد، مرد زبردست

۴

habile

مناسب، زرنگ، زبردست

۵

dextrous

ماهر، چالاک، زبردست، چیره دست

۶

dexterous

ماهر، چالاک، زبردست، چیره دست

۷

sharp

تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن sharp خودمانی‌

۸

shark

(جانور شناسى) سگ دریایى، کوسه ماهى، متقلب، گوش برى، گوش برى کردن

۹

canny

زیرک، عاقل، داراى عقل معاش

۱۰

versed

شعر، نظم، به نظم آوردن، شعر گفتن verse

۱۱

adroit

زرنگ، زبر دست، زیرک، ماهر، چابک، چالاک، تردست، چیره دست

۱۲

artful

حیله گر، نیرنگ باز، ماهرانه، صنعتى، مصنوعى، استادانه

۱۳

skilled

چیره دستى، ورزیدگى، تردستى، مهارت، استادى، زبر دستى، هنرمندى، کاردانى، مهارت عملى داشتن، کاردان بودن، فهمیدن skill

۱۴

skillful

ماهر، استادکار

۱۵

crackerjack

(crackajack , humdinger =) ـ چیز بسیار عالى، آدم بسیار خوب