فرهنگ آریان‌پور

زبر دستی

#۱۰۸٬۷۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

skill

چیره دستى، ورزیدگى، تردستى، مهارت، استادى، زبر دستى، هنرمندى، کاردانى، مهارت عملى داشتن، کاردان بودن، فهمیدن

۲

trick

حیله، نیرنگ، خدعه، شعبده بازى، حقه، لم، رمز، فوت و فن، حیله زدن، حقه بازى کردن، شوخى کردن

۳

finesse

ظرافت، نکته بینى، دقت، زیرکى به کار بردن

۴

adeptly

زبر دست، ماهر، استاد، مرد زبردست