واژههای فارسی←زبانه یا برجستگی چرخ که در فواصل معین به چرخ دیگر می خوردفرهنگ آریانپورزبانه یا برجستگی چرخ که در فواصل معین به چرخ دیگر می خورد#۱۰۸٬۷۱۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱trippetزبانه یا برجستگى چرخ که در فواصل معین به چرخ دیگر مى خوردواژههای نزدیک در الفبازباناورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزبانزدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزبانزدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزبانزدیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزبانسوزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزبانشناسی کاربستهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر