زبانه
#۱۰۸٬۶۹۶
tenon
زبانه، زبانه دار کردن tenon قفل سلاح آتشین
bold
پیچ، زبانه، بى باک، دلیر، خشن و بى احتیاط، جسور، گستاخ، متهور، با شهامت
tang
(در چاقو وچفت ولولا و غیره) زبانه، زبانه دار کردن، بوى تند، مزه تند، رایحه تند، نیش
prong
چنگک، چنگال، تیزى چنگال، تیزى دندان، شاخه رود یانهر، شعبه، زبانه، با چنگک سوراخ کردن، با چنگک صاف کردن (زمین)، داراى چنگک یا چنگال کردن
finger
انگشت، به اندازه یک انگشت، میله برآمدگى، زبانه، انگشت زدن، دست زدن (به) ـ
tongue
زبان، زبانه، شاهین ترازو، داراى زبانه کردن
jaw
فک، آرواره، گیره، دم گیره، وراجى، تنگنا، هرزه درایى کردن، پرچانگى کردن
key
جزیره کوچک سنگى یا مرجانى، کلید، راهنما، وسیله راه حل، کلید بستن، کلید کردن، کوک کردن، با آچار بستن
dowel
میخ پرچى که دو چیز را روى هم نگاه مى دارد (d. pin نیز خوانده مى شود)، قطعه چوبى که در دیوار مى گذارند تا میخ روى آن بکوبند، بامیخ پرچ به هم متصل کردن
lappet
لاله گوش، نرمه گوش، دامن، آویز، گوشت آویخته، لبه آویخته کلاه
batten
پروار کردن، چاق شدن، حاصل خیز شدن، نشو و نما کردن
tumbler
لیوان، معلق زن، بازیگر شیرین کار پوشاک
flapper
مگس کش، مگس پران، جوجه اردک
striker
زننده، ساعت زنگى، اعتصاب کننده