فرهنگ آریان‌پور

زبان بازی کردن

#۱۰۸٬۴۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

palter

دو پهلو سخن گفتن، زبان بازى کردن، سهل انگاشتن

۲

quibble

کنایه، نیش کلام، نیرنگ در سخن، زبان بازى کردن، ایهام گویى کردن، محاجه، محاجه کردن

۳

equivocate

دوپهلو حرف زدن، زبان بازى کردن، ابهام به کار بردن، دروغ گفتن

۴

prevaricate

دوپهلو حرف زدن، زبان بازى کردن، دروغ گفتن