فرهنگ آریانپور
اشتغال
#۱۰٬۸۴۱
office
دفتر، اداره، منصب، شغل، مقام، مسئولیت، احراز مقام، اشتغال، کار، وظیفه، خدمت، محل کار، دفتر کار
busybody
فضول، آدم فضول، نخود همه آش، پرکارى، اشتغال
engagement
نامزدى، اشتغال، مشغولیت
preoccupation
اشغال قبلى، کار مقدم، تمایل، شیفتگى، اشتغال
work
کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن
working
کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن work
employment
به کارگیرى، کارگمارى، استخدام