فرهنگ آریان‌پور

زباله

#۱۰۸٬۳۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

dump

زباله، آشغال، موادى که موقتا براى استعمال انبار مى شود، تفکر، خیال، جنس را (براى رقابت) بقیمت خیلى ارزان فروختن، فرورفتن در خیالات واهى، حالت مالخولیایى، رو گرفت، رو بردارى کردن

۲

ordure

نحاست، براز، زباله

۳

garbage

روده، فضولات، آشغال خاکروبه، زباله، آشغال

۴

rubbish

بى ارزش، آشغال، زباله، چیز پست و بى ارزش

۵

sullage

پس آب، فاضل آب، زباله، گنداب، مواد اضافى فلزات مذاب

۶

truck

معامله کردن، سر و کار داشتن با، مبادله، معامله خرده ریز، بارکش، کامیون، واگن روباز، چرخ باربرى

۷

trash

آشغال، مهمل، خاکروبه، زوائد گیاهان، به صورت آشغال در آوردن

۸

litter

تخت روان، کجاوه، محمل، برانکار یا چاچوبى که بیماران را با آن حمل مى کنند، آشغال، نوزادانى که جانورى در یک وهله مى زاید، زایمان، ریخته و پاشیده، زائیدن، آشغال پاشیدن

۹

refuse

سرباز زدن، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه تفاله کردن، فضولات، آشغال، آدم بیکاره