فرهنگ آریانپور
زباله
#۱۰۸٬۳۷۵
dump
زباله، آشغال، موادى که موقتا براى استعمال انبار مى شود، تفکر، خیال، جنس را (براى رقابت) بقیمت خیلى ارزان فروختن، فرورفتن در خیالات واهى، حالت مالخولیایى، رو گرفت، رو بردارى کردن
ordure
نحاست، براز، زباله
garbage
روده، فضولات، آشغال خاکروبه، زباله، آشغال
rubbish
بى ارزش، آشغال، زباله، چیز پست و بى ارزش
sullage
پس آب، فاضل آب، زباله، گنداب، مواد اضافى فلزات مذاب
truck
معامله کردن، سر و کار داشتن با، مبادله، معامله خرده ریز، بارکش، کامیون، واگن روباز، چرخ باربرى
trash
آشغال، مهمل، خاکروبه، زوائد گیاهان، به صورت آشغال در آوردن
litter
تخت روان، کجاوه، محمل، برانکار یا چاچوبى که بیماران را با آن حمل مى کنند، آشغال، نوزادانى که جانورى در یک وهله مى زاید، زایمان، ریخته و پاشیده، زائیدن، آشغال پاشیدن
refuse
سرباز زدن، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه تفاله کردن، فضولات، آشغال، آدم بیکاره