فرهنگ آریان‌پور

زائده

#۱۰۸٬۳۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

excrescent

زائده، زیادى، برآمده

۲

run off

زائده، وازده، آشغال، زهاب، آب زه کشى

۳

tab

جدول بندى، زائده، صورت حساب، هزینه، برگ، باریکه، حساب، شمارش، باریکه دادن به، نوار زدن به، نشان دار کردن، گلچین کردن

۴

uncus

قلاب، چنگ، چنگک، زائده

۵

adnexa

(کالبد شکافى) قسمت هاى متصل به هم، زائده

۶

anlage

اساس و پایه ى رشد بعدى، قسمت کوچکى که بعدا رشد نموده و بزرگ مى شود، زائده

۷

appendix

ضمیمه، ذیل، دنباله، آویزه، (پزشکى) زائده کوچک، قولون، زائده ى آپاندیس، پیوست داروسازی‌

۸

apophysis

(کالبد شکافى) زائده، برجستگى، غند

۹

process

مراحل مختلف چیزى، پیشرفت تدریجى و مداوم، جریان عمل، مرحله، دوره عمل، طرز عمل، تهیه کردن، مراحلى را طى کردن، به انجام رساندن، تمام کردن، فرا گرد، فراشد، روند، فرآیند، پردازش کردن