زائد
#۱۰۸٬۳۲۵
ascititious
زائد
superfluous
زائد، زیادى، غیر ضرورى، اطناب آمیز
dummy
ساختگى، تصنعى، زائد، شخص لال و گیج و گنگ، آدم ساختگى، مانکن، مصنوعى، به طور مصنوعى ساختن، آدمک
extra
زیادى، زائد، فوق العاده، اضافى، بزرگ، یدکى، (پیشوند) خارجى، بسیار، خیلى
waste
هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف
further
بیشتر، دیگر، مجدد، اضافى، زائد، بعلاوه، بعدى، دورتر، جلوتر، پیش بردن، جلو بردن، ادامه دادن، پیشرفت کردن، کمک کردن به
surplus
زیادتى، مازاد، زائد، باقى مانده، اضافه، زیادى
folderol
غیر عملى، غیر لازم، زائد، ریشه یا حاشیه زائد
overplus
اضافه، زائد، بیش از احتیاج
redundancy
افزونگى، حشو، سخن، زائد، فراوانى، ربع، اطناب
intercalary
اندر جاه، زائد، اضافى، افزوده، کبیسه، مندرج
supererogatory
وابسته به بس پردازى، غیر ضرورى، زیاد، نافله، زائد، بیش از حد لزوم
over
بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش "
superfluity
زیادى، افراط، فراوانى بیش از حد
supernumerary
زیاده، بیش از اندازه عادى، فوق عددى، اضافى