فرهنگ آریان‌پور

زائد

#۱۰۸٬۳۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ascititious

زائد

۲

superfluous

زائد، زیادى، غیر ضرورى، اطناب آمیز

۳

dummy

ساختگى، تصنعى، زائد، شخص لال و گیج و گنگ، آدم ساختگى، مانکن، مصنوعى، به طور مصنوعى ساختن، آدمک

۴

extra

زیادى، زائد، فوق العاده، اضافى، بزرگ، یدکى، (پیشوند) خارجى، بسیار، خیلى

۵

waste

هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف

۶

further

بیشتر، دیگر، مجدد، اضافى، زائد، بعلاوه، بعدى، دورتر، جلوتر، پیش بردن، جلو بردن، ادامه دادن، پیشرفت کردن، کمک کردن به

۷

surplus

زیادتى، مازاد، زائد، باقى مانده، اضافه، زیادى

۸

folderol

غیر عملى، غیر لازم، زائد، ریشه یا حاشیه زائد

۹

overplus

اضافه، زائد، بیش از احتیاج

۱۰

redundancy

افزونگى، حشو، سخن، زائد، فراوانى، ربع، اطناب

۱۱

intercalary

اندر جاه، زائد، اضافى، افزوده، کبیسه، مندرج

۱۲

supererogatory

وابسته به بس پردازى، غیر ضرورى، زیاد، نافله، زائد، بیش از حد لزوم

۱۳

over

بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش "

۱۴

superfluity

زیادى، افراط، فراوانى بیش از حد

۱۵

supernumerary

زیاده، بیش از اندازه عادى، فوق عددى، اضافى