فرهنگ آریانپور
زایمان
#۱۰۸٬۲۹۰
parturition
زایمان، بچه زایى
accouchement
زایمان
throe
تیر کشیدن (در د)، زایمان، رنج، گیرودار
labor
(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن
litter
تخت روان، کجاوه، محمل، برانکار یا چاچوبى که بیماران را با آن حمل مى کنند، آشغال، نوزادانى که جانورى در یک وهله مى زاید، زایمان، ریخته و پاشیده، زائیدن، آشغال پاشیدن
delivery
تحویل، رهایى، فراغت از زایمان، تسلیم
maternity
مادرى، زایشگاه، وابسته به زایمان
childbirth
وضع حمل، زایمان
confinement
تحدید، زندان بودن، زایمان، بسترى
birth
زایش، تولد، پیدایش، آغاز، زاد، آغاز کردن، زادن
childbearing
بچه آورى، بچه زایى