فرهنگ آریان‌پور

زایمان

#۱۰۸٬۲۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

parturition

زایمان، بچه زایى

۲

accouchement

زایمان

۳

throe

تیر کشیدن (در د)، زایمان، رنج، گیرودار

۴

labor

(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن

۵

litter

تخت روان، کجاوه، محمل، برانکار یا چاچوبى که بیماران را با آن حمل مى کنند، آشغال، نوزادانى که جانورى در یک وهله مى زاید، زایمان، ریخته و پاشیده، زائیدن، آشغال پاشیدن

۶

delivery

تحویل، رهایى، فراغت از زایمان، تسلیم

۷

maternity

مادرى، زایشگاه، وابسته به زایمان

۸

childbirth

وضع حمل، زایمان

۹

confinement

تحدید، زندان بودن، زایمان، بسترى

۱۰

birth

زایش، تولد، پیدایش، آغاز، زاد، آغاز کردن، زادن

۱۱

childbearing

بچه آورى، بچه زایى