فرهنگ آریان‌پور

زایل‌ کردن

#۱۰۸٬۲۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

fade

محو کردن، محو شدن، پژمردن، خشک شدن، کم رنگ شدن، بى نور شدن، کم کم ناپدیدى شدن

۲

dispel

برطرف کردن، دفع کردن، طلسم را باطل کردن

۳

dissolve

آب کردن، حل کردن، گداختن، فسخ کردن، منحل کردن