فرهنگ آریان‌پور

زایل شدن

#۱۰۸٬۲۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fade

محو کردن، محو شدن، پژمردن، خشک شدن، کم رنگ شدن، بى نور شدن، کم کم ناپدیدى شدن

۲

vanish

ناپدید شدن، به صفر رسیدن، غیب شدن، (آوا شناسى) بخش ضعیف و نهایى بعضى از حرف هاى صدادار

۳

evanesce

کم کم ناپدید شدن، بتدریج محو و ناپدید شدن (مانند بخار)، (ریاضى) به طرف صفر میل کردن