فرهنگ آریانپور
زایش
#۱۰۸٬۲۷۶
birth
زایش، تولد، پیدایش، آغاز، زاد، آغاز کردن، زادن
get
(past: got ; past participle: got, gotten) ـ تحصیل شده، کسب کرده، به دست آمده، فرزند، به دست آوردن، فراهم کردن، حاصل کردن، تحصیل کردن، تهیه کردن، فهمیدن، رسیدن، عادت کردن، ربودن، فائق آمدن، زدن، (در مورد جانوران) زایش، تولد
generation
تولید نیرو، نسل، تولید، زایش
procreator
(procreation =) ـ موجد، سازنده، زایش، فرآورى
procreation
(procreator =) ـ موجد، سازنده، زایش، فرآورى
bearing
طاقت، بردبارى، وضع، رفتار، سلوک، جهت، نسبت
breeding
(past: bred ; past participle: bred) ـ پروردن، بار آوردن، زائیدن، به دنیا آوردن، تولید کردن، تربیت کردن، فرزند، اولاد، اعقاب، جنس، نوع، گونه breed
childbirth
وضع حمل، زایمان
parturition
زایمان، بچه زایى
childbearing
بچه آورى، بچه زایى