فرهنگ آریان‌پور

زاوری‌ کردن

#۱۰۸٬۲۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

cater

آذوقه رساندن، خواربار رساندن، تهیه کردن، فراهم نمودن

۲

serve

خدمت کردن، خدمت انجام دادن، به کار رفتن، به درد خوردن، (در بازى) توپ را زدن