فرهنگ آریان‌پور

زانویی

#۱۰۸٬۱۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

trap

زانویى مستراح و غیره تله، دام، دریچه، گیر، محوطه کوچک، شکماف، نیرنگ، فریب دهان، به دام انداختن، در تله انداختن، تله، در تله اندازى trap کالبدشناسی‌

۲

siphon

زانویى، لوله خمیده یا شتر گلو، سیفون، از لوله یا سیفون رد کردن

۳

genual

زانویى

۴

bend

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن

۵

knee

زانو، زانویى، دوشاخه، خم، پیچ، زانو دار کردن

۶

joint

محل اتصال، مفصل، لولا، مشترک، توام، درزه، بند گاه، بند، پیوندگاه، زانویى، جاى کشیدن تریاک با استعمال نوشابه، شرکتى، مشاع، شریک، متصل، کردن، خرد کردن، بند بند کردن، مساعى مشترک

۷

gooseneck

هر چیزى شبیه گردن غاز، هر چیز شبیه U، زانو، زانویى

۸

ell

نام اندازه اى که در انگلیس نزدیک 115 سانتیمتر است، (معنى تقریبى) مقیاس طول

۹

elbow

آرنج، دسته صندلى، با آرنج زدن

۱۰

hamstring

(past: hamstrung ; past participle: hamstrung) ـ (کالبد شکافى) زردپى طرفین حفره پشت زانو، عضلات عقب ران، زردپى، زانوى کسى را بریدن، فلج کردن