فرهنگ آریانپور
زاریدن
#۱۰۸٬۱۲۸
lament
تاسف خوردن، زاریدن، سوگوارى کردن، سوگوارى، ضجه و زارى کردن
cry
فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن
moan
ناله، زارى، شکایت، زارى کردن
bemoan
سوگوارى کردن (براى)، گریه کردن (براى)، افسوس خوردن (براى)
bewail
سوگوارى کردن (براى)، ندبه کردن
sorrow
سوگ، غم، غم و اندوه، غصه، حزن، مصیبت، غمگین کردن، غصه دار کردن، تاسف خوردن
deplore
دلسوزى کردن بر، رقت آوردن بر
whimper
زوزه کشیدن، ناله کردن، شیون و جیغ و داد کردن، نالیدن، زار زار گریه کردن، ناله، زارى، شیون
caterwaul
جیغ کشیدن (مانند گربه)، صداى شیون گربه