فرهنگ آریانپور
زاده
#۱۰۸٬۰۶۸
fry
زاده، تخم، فرزند، حیوان نوزاد، جوان، گروه، گوشت سرخ کرده، بریانى، سرخ کردن، روى آتش پختن، تهییج، سوزاندن
descended
زاده، ناشى
nee
تولد یافته، زاده، موسوم به، نامیده شده، یعنى
born
(past: bore ; past participle: borne, born) ـ بردن، حمل کردن، در بر داشتن، داشتن، زائیدن، میوه دادن، (مجازى) تاب آوردن، تحمل کردن، مربوط بودن (on و upon) ـ خرس، سلف فروشى سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتى ارزانتر از قیمت واقعى، (با حروف درشت) لقب روسیه و دولت شوروى bear
native
بومى، اهلى، محلى
offspring
زادو ولد، فرزند، اولاد، مبدا، منشا