فرهنگ آریان‌پور

زاده

#۱۰۸٬۰۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

fry

زاده، تخم، فرزند، حیوان نوزاد، جوان، گروه، گوشت سرخ کرده، بریانى، سرخ کردن، روى آتش پختن، تهییج، سوزاندن

۲

descended

زاده، ناشى

۳

nee

تولد یافته، زاده، موسوم به، نامیده شده، یعنى

۴

born

(past: bore ; past participle: borne, born) ـ بردن، حمل کردن، در بر داشتن، داشتن، زائیدن، میوه دادن، (مجازى) تاب آوردن، تحمل کردن، مربوط بودن (on و upon) ـ خرس، سلف فروشى سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتى ارزانتر از قیمت واقعى، (با حروف درشت) لقب روسیه و دولت شوروى bear

۵

native

بومى، اهلى، محلى

۶

offspring

زادو ولد، فرزند، اولاد، مبدا، منشا