فرهنگ آریان‌پور

زاد و ولد کردن

#۱۰۸٬۰۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

muliply

ضرب کردن، تکثیر کردن، زاد و ولد کردن

۲

breed

(past: bred ; past participle: bred) ـ پروردن، بار آوردن، زائیدن، به دنیا آوردن، تولید کردن، تربیت کردن، فرزند، اولاد، اعقاب، جنس، نوع، گونه

۳

procreate

تولید کردن، زادن