فرهنگ آریان‌پور

زاد - درون -

#۱۰۸٬۰۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

inborn

درون زاد، نهادى، موروثى، جبلى (jabelly)، ذاتى، فطرى

۲

innate

درون زاد، ذاتى، فطرى، جبلى، مادرزاد، طبیعى، لاینفک، اصلى، داخلى، درونى، چسبنده، غریزى

۳

endogenous

درون زاد، درونى