فرهنگ آریان‌پور

اشتباهی

#۱۰٬۷۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

mistaken

اشتباه کرده، اشتباهى

۲

bum

(past: bummed ; past participle: bummed) ـ [adj. & vi. & n]: آدم مفت خور یا ولگرد، ولگردى یا مفت خورى کردن، بحد افراط مشروب نوشیدن

۳

wrong

نادرست، غلط، خطا، اشتباه، تقصیر و جرم غلط، ناصحیح، غیر منصفانه رفتار کردن، بى احترامى کردن به، سهو

۴

wrongly

نادرست، غلط، خطا، اشتباه، تقصیر و جرم غلط، ناصحیح، غیر منصفانه رفتار کردن، بى احترامى کردن به، سهو

۵

erroneous

نادرست، غلط، پر از غلط، اشتباه، مغلوط False