فرهنگ آریان‌پور

ریم

#۱۰۷٬۸۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

purulence

ریم، آلودگى، زخم چرکى، چرک دارى

۲

pus

چرک، ریم، فساد

۳

skim

کف، ریم، کف گیرى، تماس اندک، شیر خامه گرفته، کف گرفتن از، سرشیر گرفتن از، تماس مختصر حاصل کردن، به طور سطحى مورد توجه قرار دادن، به طور سطحى خواندن

۴

wax

موم، مومى شکل، شمع مومى، رشد کردن، زیاد شدن، (در مورد ماه) رو به بدر رفتن، استحاله یافتن

۵

dross

کف روى سطح فلزات مذاب، مواد خارجى، تفاله زخم‌ و کورک‌