فرهنگ آریان‌پور

ابکی

#۱٬۰۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

washy

آبکى، رقیق، آب زیپو، کمرنگ، سست

۲

wishy washy

آبکى، رقیق، کم مایه، سست، زیپو، بى مزه

۳

thin

نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن

۴

soupy

شبیه آبگوشت، آبکى

۵

liquid

مایع، آبگونه، چیز آبکى، روان، سلیس، (در مورد کالا) نقد شو، پول شدنى، سهل و ساده liquid serous

۶

watery

آبى، آبدار، اشکبار، پر آب، آبکى، رقیق

۷

slurry

ماده آبکى (مثل آب آهک)، تبدیل به محلول آبکى کردن، آبکى، لکه دار کردن، مبهم

۸

dilution

رقیق سازى، ترقیق، رقیق شدگى، محلول، آبکى

۹

soft

نرم، لطیف، ملایم، مهربان، نازک، عسلى، نیم بند، سبک، شیرین، گوارا، (در مورد هوا) لطیف

۱۰

aqueous

آب، آبدار