فرهنگ آریان‌پور

ریل

#۱۰۷٬۷۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

railing

نرده، ریل، سرزنش

۲

line

خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام خط کشیدن، خط انداختن در، خط دار کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، ردیف، رشته line ـ (66)

۳

reel

حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن

۴

runway

باند فرودگاه، مجرا، راهرو، رد پا