فرهنگ آریان‌پور

ریشه کندن - از -

#۱۰۷٬۷۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

uproot

برکندن، ریشه کن کردن، از ریشه کندن، از بن در آوردن

۲

displant

از ریشه کندن، از بن درآوردن (گیاه)

۳

supplant

از ریشه کندن، جاى چیزى را گرفتن، جابجا شدن، جابجا کردن، تعویض کردن

۴

eradicate

از ریشه کندن، ازبیخ کندن، ازبیخ برآوردن