فرهنگ آریان‌پور

ریشه کن کردن

#۱۰۷٬۷۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

root

(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه

۲

uproot

برکندن، ریشه کن کردن، از ریشه کندن، از بن در آوردن

۳

extirpate

از بن کندن، ریشه کن کردن، از بین بردن، بکلى نابود کردن

۴

root up

(root out =) ـ ریشه کن کردن

۵

root out

(root up =) ـ ریشه کن کردن

۶

eradicating

از ریشه کندن، ازبیخ کندن، ازبیخ برآوردن