فرهنگ آریان‌پور

ریشه کرده

#۱۰۷٬۷۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

deep rooted

ریشه کرده، دیرینه، عمیق

۲

ingrained

نبافته رنگ شده، دیرینه، ریشه کرده، ذاتى

۳

inveterate

دیرنه، ریشه کرده، معتاد، سر سخت، کینه آمیز

۴

rooted

(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه root