فرهنگ آریان‌پور

ریشه دار

#۱۰۷٬۶۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

filose

ریشه دار، نخ نخ

۲

barbate

ریشه دار، ریش دار (مثل سیم خاردار)، خاردار

۳

fibrous

ریشه دار، لیف دار، ریشه اى، لیف مانند

۴

rooty

ریشه اى، ریشه دار، شبیه ریشه

۵

thrum

ریشه، ته نخ، ریشه یانخ آویخته، صداى تپ تپ یا زدن روى میز، ریشه دار، مضراب زدن، اندک، زرزر کردن (در ساز)، روى میز زدن deeprooted

۶

rooted

(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه root

۷

stubby

پر از کنده درخت، ریشه دار، سیخ سیخ، زبر

۸

ciliate

مودار، ریشه دار، مژگان دار، مژه دار

۹

frilled

چین دار، حاشیه دار، ریشه دار

۱۰

fimbrial

(fimbriate =) ـ ریشه دار، حاشیه دار، شرابه دار

۱۱

fimbriate

(fimbrial =) ـ ریشه دار، حاشیه دار، شرابه دار

۱۲

ciliolated

مودار، ریشه دار، مژگان دار، مژه دار

۱۳

fringed

حاشیه، سجاف، کناره، حاشیه دار کردن، ریشه گذاشتن به، چتر زلف، چین، لبه fringe

۱۴

inveterate

دیرنه، ریشه کرده، معتاد، سر سخت، کینه آمیز timehonored