ریشه دار
#۱۰۷٬۶۷۷
filose
ریشه دار، نخ نخ
barbate
ریشه دار، ریش دار (مثل سیم خاردار)، خاردار
fibrous
ریشه دار، لیف دار، ریشه اى، لیف مانند
rooty
ریشه اى، ریشه دار، شبیه ریشه
thrum
ریشه، ته نخ، ریشه یانخ آویخته، صداى تپ تپ یا زدن روى میز، ریشه دار، مضراب زدن، اندک، زرزر کردن (در ساز)، روى میز زدن deeprooted
rooted
(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه root
stubby
پر از کنده درخت، ریشه دار، سیخ سیخ، زبر
ciliate
مودار، ریشه دار، مژگان دار، مژه دار
frilled
چین دار، حاشیه دار، ریشه دار
fimbrial
(fimbriate =) ـ ریشه دار، حاشیه دار، شرابه دار
fimbriate
(fimbrial =) ـ ریشه دار، حاشیه دار، شرابه دار
ciliolated
مودار، ریشه دار، مژگان دار، مژه دار
fringed
حاشیه، سجاف، کناره، حاشیه دار کردن، ریشه گذاشتن به، چتر زلف، چین، لبه fringe
inveterate
دیرنه، ریشه کرده، معتاد، سر سخت، کینه آمیز timehonored