فرهنگ آریانپور
ریشه ای
#۱۰۷٬۶۵۷
rooty
ریشه اى، ریشه دار، شبیه ریشه
comate
رفیق، همدم، ریشه اى، (نجوم) مه گرفته
string
(past: strung ; past participle: strung) ـ زه، زهى، نخ، ریسمان، رشته، سیم، ردیف، سلسله، قطار، نخ کردن (با سوزن و غیره)، زه انداختن به، کشیدن، ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک، دراز، به نخ کشیدن (مثل دانه هاى تسبیح)، بصف کردن، زه دار کردن، رشته کردن
fibroid
لیفى، ریشه اى
fibrous
ریشه دار، لیف دار، ریشه اى، لیف مانند
stringy
ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک
thematic
فرهشتى، ریشه اى، مربوط بموضوع، موضوعى، مطلبى، مقاله اى
filamentary
(filamentous =) ـ لیفى، رشته اى، ریشه اى، میله اى
filamentous
(filamentary =) ـ لیفى، رشته اى، ریشه اى، میله اى