فرهنگ آریان‌پور

ریشه

#۱۰۷٬۶۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

thrum

ریشه، ته نخ، ریشه یانخ آویخته، صداى تپ تپ یا زدن روى میز، ریشه دار، مضراب زدن، اندک، زرزر کردن (در ساز)، روى میز زدن

۲

radical

ریشه، قسمت اصلى، اصل، سیاست مدار افراطى، طرفدار اصلاحات اساسى، بنیان، بن رست، ریشگى، (ریاضى) علامت رادیکال

۳

fimbria

ریشه، پره، حاشیه ریشه دار، شرابه

۴

root

(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه

۵

germ

میکرب، جنین، اصل، ریشه، منشاء

۶

stem

ستاک، ساقه، تنه، میله، گردنه، دنباله، دسته، ریشه، اصل، دودمان، ریشه لغت قطع کردن، ساقه دار کردن، بند آوردن

۷

stub

کنده، ریشه، ته سیگار، ته چک، ته سوش، ته، ته بلیط، کوتوله، از بیخ کندن، تحلیل بردن، راندن، کوبیدن

۸

stump

کنده درخت، ریشه (دندان)، ته سیگار، بیخ و بن، صداى افتادن چیز سنگین، سقوط با صداى سنگین، خپله، کوتاه قد، خسته و کوفته، از پا درآمده، بریدن، قطع کردن، سنگین افتادن، گیج کردن، دست پاچه شدن

۹

theme

موضوع، مطلب، مقاله، فرهشت، انشاء، ریشه، زمینه، مدار، نت، شاهد

۱۰

tassel

منگوله، ریشه، چنبره، آویز زدن، منگوله زدن به، کاکل ذرت

۱۱

fringe

حاشیه، سجاف، کناره، حاشیه دار کردن، ریشه گذاشتن به، چتر زلف، چین، لبه واژه هاى شامل

۱۲

pedigree

شجره نامه، نسب نامه، دودمان، تبار، اشتقاق، ریشه، نژاد

۱۳

base

پایه، مبنا، پایگاه، ته، زمینه، اساس، بنیاد، ته ستون، تکیه گاه، فرومایه، (موسیقى) صداى بم، بنیان نهادن، مبنا قرار دادن، پست، شالوده base ریاضی‌

۱۴

fixing

کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون

۱۵

derivation

اشتقاق، اقتباس، استنساخ، استخراج، سرچشمه، استنتاج