فرهنگ آریانپور
ریشخند
#۱۰۷٬۶۳۳
bamboozlement
ریشخند، فریب
jeer
طعنه، طنز، مسخره، ریشخند، استهزاء، طعنه زدن، سخن مسخره آمیز گفتن، هو کردن
scoff
تمسخر، طنز، طعنه، ریشخند، استهزاء، اهانت وارد آوردن، تمسخر کردن
sarcasm
زهر خنده، طعنه، ریشخند، سرزنش، سخن طعنه آمیز
cajolery
(cajolement =) ـ ریشخند، گول، دست بسر کردن
ridicule
استهزا، ریشخند، تمسخر کردن، دست انداختن
cajolement
(cajolery =) ـ ریشخند، گول، دست بسر کردن
blandishment
نوازش، ریشخند، چاپلوس
jest
لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن
quip
کنایه، گوشه، مزه ریختن، طعنه، بذله، طنز، لطیفه، طعنه زدن، ایهام گفتن
derision
استهزاء، تمسخر، مایه خنده و تمسخر
persiflage
شوخى، شوخى کنایه دار، دست انداختن کسى