فرهنگ آریان‌پور

ریشخند

#۱۰۷٬۶۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

bamboozlement

ریشخند، فریب

۲

jeer

طعنه، طنز، مسخره، ریشخند، استهزاء، طعنه زدن، سخن مسخره آمیز گفتن، هو کردن

۳

scoff

تمسخر، طنز، طعنه، ریشخند، استهزاء، اهانت وارد آوردن، تمسخر کردن

۴

sarcasm

زهر خنده، طعنه، ریشخند، سرزنش، سخن طعنه آمیز

۵

cajolery

(cajolement =) ـ ریشخند، گول، دست بسر کردن

۶

ridicule

استهزا، ریشخند، تمسخر کردن، دست انداختن

۷

cajolement

(cajolery =) ـ ریشخند، گول، دست بسر کردن

۸

blandishment

نوازش، ریشخند، چاپلوس

۹

jest

لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن

۱۰

quip

کنایه، گوشه، مزه ریختن، طعنه، بذله، طنز، لطیفه، طعنه زدن، ایهام گفتن

۱۱

derision

استهزاء، تمسخر، مایه خنده و تمسخر

۱۲

persiflage

شوخى، شوخى کنایه دار، دست انداختن کسى