فرهنگ آریان‌پور

اشتباه‌ کردن

#۱۰٬۷۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

goof

شخص احمق و کودن، آدم ساده، اشتباه، سهو، اشتباه کردن، خطا کردن، از کار طفره رفتن

۲

slip

لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن

۳

mistake

(past: mistook ; past participle: mistaken) ـ اشتباه کردن، درست نفهمیدن، اشتباه

۴

err

خطا کردن، در اشتباه بودن، غلط بودن، گمراه شدن، به غلط قضاوت کردن

۵

trip

سبک رفتن، پشت پا خوردن یازدن، لغزش خوردن، سکندرى خوردن، سفر کردن، گردش کردن، گردش، سفر، لغزش، سکندرى

۶

snafu

کج، ناتو، اشتباه، آشفته بودن، درهم و بر هم کردن

۷

perpetrate

مرتکب شدن، مرتکب کردن، مقصر بودن