فرهنگ آریانپور
اشتباه کردن
#۱۰٬۷۶۳
goof
شخص احمق و کودن، آدم ساده، اشتباه، سهو، اشتباه کردن، خطا کردن، از کار طفره رفتن
slip
لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن
mistake
(past: mistook ; past participle: mistaken) ـ اشتباه کردن، درست نفهمیدن، اشتباه
err
خطا کردن، در اشتباه بودن، غلط بودن، گمراه شدن، به غلط قضاوت کردن
trip
سبک رفتن، پشت پا خوردن یازدن، لغزش خوردن، سکندرى خوردن، سفر کردن، گردش کردن، گردش، سفر، لغزش، سکندرى
snafu
کج، ناتو، اشتباه، آشفته بودن، درهم و بر هم کردن
perpetrate
مرتکب شدن، مرتکب کردن، مقصر بودن