فرهنگ آریان‌پور

ریش شدن

#۱۰۷٬۶۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

ulcerate

زخم شدن، تولید قرحه کردن، ریش شدن

۲

chafe

مالش دادن، خراشیدن، سائیدن، به وسیله اصطکاک گرم کردن، (مجازى) به هیجان آوردن، اوقات تلخى کردن به، عصبانیت، سائیدگى، پوست رفتگى

۳

ravel

(در با فندگى) شانه مخصوص جدا کردن تارهاى نخ، پیچ انداختن در، گره دار کردن، دام بلا، چیز در هم پیچیده، نخ گوریده، گوریدگى، از هم جدا کردن الیاف

۴

wound

زخم، جراحت، جریحه، مجروح کردن، زخم زدن، پیچانده، پیچ خورده، کوک شده، رزوه شده

۵

abrade

سائیدن، خراشیدن زدودن، پاک کردن، حک کردن، (مجازى) سر غیرت آوردن، بر انگیختن، تحریک کردن

۶

abrasion

خراش، سایش، سائیدگى